تولستوی میگوید: «انسان میتواند زندگی باشکوهی در این دنیا داشته باشد، اگر عشق ورزیدن و کار کردن را بلد باشد.» ما زندهایم برای عشق ورزیدن و کار کردن و اگر نویسنده باشیم زندهایم که برای عشقمان کار کنیم. اما این عشق مثل هر عشق دیگری وصال و هجران دارد. مخصوصاً وقتی شرایط سخت میشود. این روزها شرایط سخت و اضطراب کم نیست و روان ما طوری طراحی شده که اضطراب مهمترین مانع خلاقیت است.
در این روزگار بینظم باید بتوانیم با برنامهریزی، نظم درونی را بر نظم بیرونی تحمیل کنیم. باید بتوانیم روان انسان را به عنوان یک سیستم نظاره کنیم و دریابیم با چه سبکی از زندگی میتوان اضطراب را مدیریت کرد و خلاق ماند. باید بتوانیم بفهمیم چه بخشهای از محیط را میتوان و باید تغییر داد و چه بخشهایی را نمیتوان و باید با آن هماهنگ شد. اگر قرار است نویسنده بمانیم باید در نبرد با فشار بیرونی ما برنده شویم.